![]() |
![]() |
|
| موادی از قوانین |
|
(جرم محصول گرایش افراطی انسان به سوی خودگرایی است)
دوستان عزیز سلام امروز قسمت دوم مقاله را در وب می گذارم به امید اینکه با نظرات سازنده ی خود یاریم کنید. سبز باشید
خودگرایی و جمع گرایی در طول تاریخ همواره هم حکومت های فاسد بر سرکار آمدند و هم حکومت های عادل . و در این میان بسیاری از دانشمندان هم ظهور کردند که هم گرایش به سمت خودگرایی داشتند و در مقابل بسیاری از دانشمندان هم بودند که جمع گرا بودند. به عنوان نمونه در اینجا عقاید متضاد دو دانشمند و فیلسوف بزرگ و صاحب نام را که اندیشه هایشان انقلابی بزرگ در جهان ایجاد کرده است مورد تامل و دقت نظر قرار می دهیم. ابتدابه بررسی دیدگاه نیچه فیلسوف آلمانی که اندیشه های فردگرایانه ی او به اعتقاد بسیاری از متفکران غربی علت اصلی تشکیل نازیسم و فاشیسم گردید, می پردازیم و سپس عقاید کارل مارکس را بررسی خواهیم کرد. مردی که اندیشه های او باعث شکلگیری انقلاب بزرگ کمونیسم در سطح شوروی گردید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 9:59 توسط محمد |
|
سر کلاس بودیم که استاد بحث رو کشوند به انتخابات و بعد بحث رو هدایت کرد به اینکه انتخابات یک حق هست نه یک تکلیف. و اینکه مردم رو مکلف به رای دادن می دونن اشتباهه. و استدلالش هم این بود که کسی رو نمی توان برای عدم اعمال حقی که داره مکلف کرد. اما با این همه باید توجه داشت که این عمل نه تنها حقه بلکه تکلیفه. چرا؟ مسلم اینه که ما انسان های منزوی در غار نیستیم ما در سطح جامعه زندگی می کنیم و بدون شک هر عمل ما عکس العملی را به همراه خواهد داشت. در حق بودن این عمل که شکی نیست اما در مورد تکلیف بود ن اون اعتقاد من اینه که چون ما در یک اجتماع زندگی می کنیم و از طرفی همه ی ما خواهان دموکراسی هستیم لذا تکلیفی نه تنها در قبال خود بلکه در قبال تک تک مردم جامعه داریم و اگر به این تکلیف عمل نکنیم قطعا حقی را از طرف مقابل خود ضایع کرده ایم. شاید بگویید چه حقی؟ در جواب باید گفت حق اقتدار. حق دموکراسی .هیچ به این فکر کردیم که عده ای با عدم حضور خود در انتخابات در واقع عملا حکومت را در اختیار یک گروه محدود قرار می دهند و در عمل جلوی استقرار دموکراسی را ( که بدون شک حق تمام مردم است) می گیرند و به این وسیله عامل استقرار دیکتاتوری می شوند؟؟ شاید استاد این مسئله رو از باب دولت می دید اما من این مسئله را از باب مردم می بینم و به نظر می رسد انتخاب(به معنای عام کلمه) و هم چنین صرف نظر از اعمال آن ؛تاثیر مستقیمی بر رو ی افراد جامعه و آینده ی کشور می گذارد که نمی توان از آن غافل بود شاید از این منظر بتوان گفت:انتخاب هم حق و هم تکلیف است. البته این امر یعنی تکلیف بودن آن با عدم اعمال آن منافاتی ندارد چون این امر نیز به خودی خود یک انتخاب است در جهت نفی حکومت موجود. مرحبا مردم ایران مرحبا بر شما که نشان دادید ما هستیم. می سازمت وطن. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 6:44 توسط محمد |
|
|
دوستان محترم و بزرگوارم از امروز دز نظر دارم به تئوری جدیدم تحت عنوان_حاکمان مفسد یا مفسدان حاکم- که به مسئله ی پیدایش جامعه و به تبع آن عامل پیدایش جرم در اجتماع،بپردازم . امید دارم با نقد سازنده ی شما ، بتوانم مسیر درستی را برگزینم.یقینا نظرات منتقدانه ی شما چراغ راهی در این بیغوله ی ظلمانی خواهد بود. ان شاء الله.از خداوند علیم برای شما توفیق الهی را خواستارم.و من الله التوفیق.
دغدغه هایی که از زمان تشکیل حکومت ها دامنگیر آن بوده است مسئله ای است تحت عنوان جرم . در تمام اعصار و در هر حکومتی پدیده ای به عنوان جرم چهره نمایی می کند . گویی همیشه انسان های خوب و بد بوده اند و این اندیشه همیشه در ذهن وجود داشته که چگونه می شود مردمی خوب می شوند و به سعادت خود و دیگران فکر می کنند و در مقابل مردمی بد می شوند و مایه ی رنج و سختی دیگران می گردند.
عدالت؛ سنگ بنای تشکیل اجتماع « ان افضل قرة العین الولاه الاستقامة العدل فی البلاد و ظهور مودة الرعیة». بالاترین نورچشمی حاکمان ، برپایی عدالت در شهرها و اظهار مودت با مردمان است. ارسطو معتقد بود : « طبع انسان مدنی است و افراد آن باید به اجتماع زندگی کنند و به یکدیگر یاری نموده کارهای زندگی را میان خود تقسیم نمایند تا حوائج ایشان برآورده شود.» بر همین اساس بعد از او نیز دانشمندان و فیلسوفان دیگری ظهور کردند که هر یک انسان را « مدنی بالطبع» معرفی کردند. اما در این میان آگوست کنت1857-1798 دانشمند بزرگ فرانسوی و بنیانگذار جامعه شناسی ، از نقطه نظر دیگر اجتماعی بودن انسان را فطری می داند . او از زمره کسانی است که سود جویی و رفع نیاز را در بدو امر علت تشکیل اجتماع ندانسته و اینگونه استدلال می کند:« اینکه گفته اند اجتماع بشر به واسطه این است که سود خود را در جمعیت دیده اند ، درست نیست زیرا تا اجتماع نمی کردند سودمند بودنش معلوم نمی شد. در نهاد انسان دو تمایل « خود خواهی و دیگر خواهی» وجود دارد که نخستین اثر دیگر خواهی تشکیل خانواده می باشد.». البته باید اذعان داشت .......
بقیه در ادامه ی مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 6:26 توسط محمد |
|
|
حق انتفاع در اثر قرار دادبین مالک و صاحب حق برقرار می شود.
اما متن قانون گویای امر دیگری است آنجا که می گوید:ماده 40: حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاص ندارد استفاده کند. با توجه به این امر و با استناد به آن مالی که عین آن متعلق به دیگری است یا مالک خاص ندارد می توان نتیجه گرفت که حق انتفاع لزوما بین مالک و صاحب حق نیست زیرا می توان حق انتفاعی را فرض کرد که شخص از ملکی که صاحب خاص ندارد منتفع شودمانند حق انتفاع از ملک مباح برای مدتی معین (نه به قصد تملیک)..
نظر شما در این مورد چیست: اگر حق انتفاع برای چند نفر قرار داده شود آیا در اینصورت استفاده از آن به صورت اشاعه است؟ و اگر اینگونه باشد در صورت مخالفت شریکان دیگر از نحوه ی استفاده از منفعت؛چه راه حلی برقرار است؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 10:1 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ماده 40: حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاص ندارد استفاده کند.
امیدوارم حق انتفاعی که ما بین ما ایجاد می شود مثمر ثمر باشد...به یاری خدا |
| پیوندهای روزانه |
|
روزنامه ی رسمی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 |
| پیوندها |
|
حقوق ایران و فرانسه دانشجوی حقوق حقوق اساسی عشق الاسلام حقوق ایران سایت حقوق جعفر احمدی |
|
RSS
|