![]() |
![]() |
|
| موادی از قوانین |
|
در ميان متفکران بشر به ويژه در غرب گاه با شخصيتهايى برمىخوريم که با شنيدن پيام آنان يا بايد آنها را به غايت پيچيده بديع و شگفتانگيز دانست يا در نهايت خردي، بىمقدارى و عدم تعادل فکرى تلقى نمود. فردريش نيچه از کسانى است که در نيمه دوم قرن نوزدهم آراى خويش را بر سه پايه فلسفه، جامعه شناسى و ادبيات آلمانى تدوين کرد و اين هندسه عقيدتى پس از او منشا بىبند و بارىهاى فکرى و نظرى از يک سو و ناهنجارى هاى سياسى و عملى از سوى ديگر شد؛ تا آنجا که برخى متفکران غربى به اين سخن تصريح مىکنند که نازيسم و فاشيسم اروپا يک سره الهام گرفته از آثار فلسفى نيچه است يا لااقل اتهام چنين پيوندى وجود دارد . نیچه همه چیز را در نیاز خودگرایانه خلاصه کرده بود و به دنیا و روابط انسان ها تنها از دیدگاه خودگرایانه می نگریست و این اندیشه ها ی او تنها ناشی از فراموش کردن اصل مهم عدالت بود. عدالتی که عامل اصلی تشکیل هر جامعه است. اما در مقابل کارل مارکس دانشمندی بود که با اندیشه های جمع گرایانه ی خود در آرزوی تحقق یک جامعه ی بی طبقه بود تا در آن انسان ها از موقعیت و مقام برابر برخوردار باشند. کارل مارکس فیلسوف، جامعه شناس,اقتصاددان, و مبارز و فعال سیاسی کمونیست آلمانی تئوریسین سوسیالیسم علمی و مکتب مارکسیسم و همچنین بنیادگذار بین الملل اول است. وی به همراه دوست و همکار خود فردریش انگلس با الهام از کمون پاریس و انقلاب صنعتی و تحولاتی که این انقلاب در اروپا گذاشته بود برخلاف تمامی فلاسفه ی پیش از خود که به تفسیر جهان میپرداختند درصدد تغییر آن برآمد . وی به همراه انگلس «مانیفست کمونیست» را به رشتهٔ تحریر در آورد و با شعار «کارگران جهان متحد شوید!» درصدد ایجاد اتحاد میان کارگران بر علیه سلطهٔ سرمایهداری برآمد. مارکس بخشی از اندیشهٔ خود را از دیگر فیلسوف آلمانی یعنی هگل وام گرفته بود و در واقع دیالکتیک (جدل) خودش را بر پایهٔ آنچه هگل پیش از او گفته بود برقرار کرد و مادیگرایی جدلی (ماتریالیسم دیالکتیک) را پایگذار شد. به زعم عدهای، مارکس با تحلیل طبقاتی تاریخ در پی آن بود که فروپاشی حتمی سرمایهداری را ثابت کند و فرارسیدن سوسیالیسم را ناگزیر نشان دهد. نقد بسیاری از تجدیدنظرطلبان پس از وی از جمله ادوارد برنشتاین به همین «جبر تاریخی» موجود در اندیشهٔ وی بود که به زعم آنان،وقوع سوسیالیسم را حتمی میدانست و در واقع برای انسانها نقشی بیش از شتاببخشندگان به این تحول قائل نمیشد . البته این دیدگاه نسبت به مارکس، کرارا توسط بسیاری از کمونیستها رد شده و بسیاری ربط دادن مارکس به «دترمینیسم» و «جبرگرایی» را بیهوده میدانند. بسیاری معتقدند که مارکس از لازم و عملی بودن سوسیالیسم سخن رانده و نه از حتمی بودن آن. از جمله آثار بزرگ او میتوان به «سرمایه» (کاپیتال) اشاره کرد که اساس اندیشهٔ او را دربر میگیرد اشتباه مارکس یکی این بود که همه چیز را در بعد مادیات خلاصه کرده بود و دیگر اینکه در ذهنش تصورتشکیل یک جامعه ی بی طبقه داشت در حالی که این امری نا ممکن می نماید. شاید کارل مارکس نگاه متفاوتی در مورد عدالت داشت به نظر می رسد که عدالت در دیدگاه او چیزی جز برابری نبود در حالی که عدالت یعنی «هر چیزی در جای خود و هر شخصی به اندازه ی توانایی خود». همواره سه عامل هستند که انسان را به سوی خودگرایی سوق می دهند عواملی که بشر یا برای رسیدن به آن حریم عدالت را زیر پا می گذارد و یا رسیدن به آن عاملی می شود برای گرایش به فساد . واین تثلیث فساد چیزی نیست جز سه عامل قدرتمند: قدرت, ثروت و شهوت. آدمی برای دستیابی به این سه عامل و یا برای گسترش و بهره بری بیشتر از این عوامل به سمت خودگرایی سوق می یابد. و مسلما هر چه انسان به سوی خودگرایی پیش برود طبیعتا جنگ های بیشتری ابتدا مابین جوامع و بعد در بین افراد هر جامعه بروز و ظهور می کند و آنها را به منجلاب تباهی می کشاند. در چنین جامعه ای انسان ها هر روز از هم دور و دورتر می گردند تا جایی که می رود تا به تباهی و نابودی جامعه بیانجامد زیرا در چنین جامعه, عدالتی که سنگ بنای اولیه و اصلی تشکیل آن بود یافت نمی شود و هر کس در پی چنگ انداختن بیشتر به سهم دیگران و افزایش سهم خود خواهد بود. تا اینکه شخصی ظهور می کند که دیگر گراست و شعار او عدالت است و بشر و جامعه ی بشری را که در مرز حیوانیت قرار گرفته است مجددا نجات خواهد داد. به امید خدا در بخش بعدی به تعریف و توضیح هر چند مختصر این حاکمان مفسد می پردازیم تا ببینیم چگونه این عوامل موجبات تباهی و فساد جامعه را فراهم می آورند.
و من الله التوفیق...توفیق تنها از آن خداست. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 9:59 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ماده 40: حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاص ندارد استفاده کند.
امیدوارم حق انتفاعی که ما بین ما ایجاد می شود مثمر ثمر باشد...به یاری خدا |
| پیوندهای روزانه |
|
روزنامه ی رسمی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 |
| پیوندها |
|
حقوق ایران و فرانسه دانشجوی حقوق حقوق اساسی عشق الاسلام حقوق ایران سایت حقوق جعفر احمدی |
|
RSS
|